خوش آمدید

عشقی

دانلود رمان ایرانی الهه ناز از مریم اولیایی /رمان عشقی فارسی

موضوعات : رمان ایرانی

دانلود رمان الهه ناز نوشته مریم اولیایی در دو جلو بصورت رایگان و با لینک مستقیم در کتابخانه الکترونیکی یاس

قسمتی از جلد اول کتاب رمان الهه ناز اثر مریم اولیایی :
روزها بی توجه بما می گذرند . زمان بخاطر آدمها توقف نمی کند . چه بی رحم اند ثانیه ها ! چه قسی القلب اند دقایق ! چه روز شومی بود آن روز که برادرم علی ، خودش را بخاطر عشقش دار زد . آخر چرا؟ فائزه آنقدر برایش ارزش داشت که چهار نفر به پایش بسوزد ؟ او که رفت مادر هم به او پیوست . پدر دیوانه شد و گیسوهم آواره شدیم . خدایا این چه مصیبتی بود که بر سرمان آمد ؟ مگر چه گناهی مرتکب شده بودیم ؟ دخترک بی عاطفه با شوهرش خوش است و ما راهی دیاری ناشناخته . معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظار ماست . دو دختر زیبا ، تنها ، غریب و شبیه هم....

نام کتابنویسندهموضوعحجمصفحه
الهه ناز جلد 1مریم اولیاییرمان1.34 MB492
الهه ناز جلد 2مریم اولیاییرمان842 KB138

دانلود در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دانلود کتابهای رمان باغ پاییز و رمان نفس از سپیده فرهادی

موضوعات : رمان ایرانی

دانلود رایگان کتابهای رمان ، کتابهای باغ پاییز و رمان نفس از سپیده فرهادی در کتابخانه یاس

 

بخشی از کتاب رمان باغ پاییز از سپیده فرهادی :

چشم که باز کردم خودم رو توی اون خونه بزرگ و در ندشت دیدم . چقدر بزرگ بود؟ این رو هیچوقت تو بچگی نفهمیدم . اما هرچقدر که من بزرگتر میشدم باغ هم در نظرم بزرگتر اما زشت تر جلوه میکرد .چقدر قشنگ بود . این مهم بود تو بچگی . چقدر اون تاب و استخر وسط باغ رو دوست داشتم. مهم نبود که چرا هیچ وقت نباید نزدیک اون ساختمون بزرگ ته باغ میشدم ،مهم این بود تا جایی که دلم میخواست میتونستم توی باغ بدوم و بازی کنم .مهم این بود که من بودم و بهار. خواهر بزرگم . تو بچگی بهار همیشه دستم رو میگرفت و من رو میبرد تا بهم گلهای تو باغچه رو نشون بده .چقدر باهم پشت درختها قایم باشک بازی می کردیم . چقدر خوش میگذشت اون بچگی ها . همیشه تو فصل بهار من زیبایی ها رو به بهار نشون میدادم و تو فصل پاییز اون به من. کودکیهامون توی اون باغ بزرگ گذشت تا اینکه بزرگ شدیم .

 

نام کتابنویسندهموضوعحجمصفحه
باغ پاییزسپیده فرهادیرمان ایرانی1.77 MB419
نفسسپیده فرهادیرمان ایرانی764 KB187

 

دانلود در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دانلود رمانهای شکلات تلخ و عشقی در برهوت از پروین دروگر

موضوعات : رمان ایرانی

دانلود رایگان رمانهای عاشقانه ایرانی ، دانلود 2 رمان عشقی در برهوت و شکلات تلخ از پروین دروگر در کتابخانه یاس

 

بحشی از رمان شکلات تلخ اثر پروین دروگر :

خانواده بیژن و مهشید با وجود دو فرزندشان نیما و سارا و بچه ای دیگر که منتظر آمدنش هستند خانواده خوشبختی به نظر می رسد. برادر مهشید آنها را برای عروسی خود به شمال دعوت میکند. در بین راه مهشید درد زایمان میگیرد و در اثر عصبانیت سیلی به گوش نیما می زند و در اثر ترمز ناگهانی بیژن ماشین خاموش میشود و دیگر روشن نمی شود. کوه ریزش میکند و ماشین به دره سقوط میکند. در این حادثه نیما می میرد و سارا به کما می رود. مهشید نوزاد تازه به دنیا آمده اش تارا را مقصر این حادثه میداند و حاضر به پذیرش او نیست. او تارا را که موجودی بدقدم و نحس میداند را از خود میراند و این باعث تغییر در زندگی تارا می شود…

 

نام کتابنویسندهموضوعحجمصفحه
عشقی در برهوتپروین دروگررمان ایرانی816 KB141
شکلات تلخپروین دروگررمان ایرانی5.52 MB396
 

دانلود در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دانلود کتابهای رمان خاطرات پوسیده و رمان شیدا از سپیده فرهادی مخصوص موبایل

موضوعات : موبایل رمان

دانلود رایگان کتابهای رمان مخصوص موبایل، کتابهای خاطرات پوسیده و رمان شیدا از سپیده فرهادی در کتابخانه یاس

 

بخشی از کتاب رمان خاطرات پوسیده از سپیده فرهادی :

سرم رو چرخوندم به سمت شومینه و به شراره های آتشی که به هوا برمیخاست خیره شدم. چشمهام رو بستم و توی خاطراتم گم شدم. انگار زمان برای من به سرعت برق و باد گذشت. گذشت و گذشت و تا رسید به سالهای کودکی من.
-از وقتی چشم باز کردم توی خونه باغ بودیم. اونجا جز خانواده من یه خانواده ی دیگه ای هم زندگی میکردند. که در اصل اون خانواده ، خانواده ی برادر ناتنی پدرم محسوب میشدند. اونها هم مثل ما اونجا زندگی میکردند و رفت و آمد زیادی داشتند. از بچگی هم بازی من رضا بود. رضایی که تنها سه ماه با من فاصله سنی داشت. من از اون بزرگتر بودم و این فاصله سنی ما باعث میشد که من همیشه زور بگم و اون هم بدون اینکه به عواقب کارهایی که من ازش میخواستم فکر کنم حرفهایم رو انجام میداد.
علی از من پنج سال بزرگتر بود و برای همین زیاد توی بازیهای کودکانه ما نبود. از همون بچگی سرش توی لاک خودش بود و دنبال درس و کتاب بود. برای همین من هم کودکی هام رو با رضا مخلوط کرده بودم. رضا هم یه خواهر کوچیکتر از خودش داشت که اسمش رضوانه بود که تازه به دنیا اومده بود. وقتی هفت سالم شدو هر دو به مدرسه رفتیم. درسهامون رو با هم مینوشتیم و از خاطرات مدرسه برای هم تعریف میکردیم. من از همون بچگی از اینکه پدرم وضع مالی خوبی داره احساس غرور می کردم و به دوستام فخر میفروختم اما رضا هیچ وقت اینطور نبود و همیشه و سر این موضوع با هم بحث داشتیم و آخر سر من قهر میکردم و دو روز بعد رضا درحالی که برام بستنی یخی گرفته بود از دلم در میورد.

 

نام کتابنویسندهموضوعحجمفرمت
خاطرات پوسیدهسپیده فرهادیرمان ایرانی144 KBموبایل
شیداسپیده فرهادیرمان ایرانی188 KBموبایل

 

دانلود در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دانلود کتاب رمان برزخ اما بهشت و داستان پل

موضوعات : رمان ایرانی

دانلود کتاب رمان و داستانهای نویسندگان معروف ایرانی با کتابهای برزخ اما بهشت از نازی صفوی  و داستان پل از سید امیر احسانی

بخشی از کتاب رمان برزخ اما بهشت نوشته نازی صفوی :
دو روز بعدی ، چون به خاطر حال رعنا روزها بیرون نمی رفتیم ، سخت می گذشت ، ولی برعکس شب ها که کنار شومینه تا نیمه شب می نشستیم و از گذشته ها حرف میزدیم ، با شوخی های حسام و یاد آوری خاطرات بچگی هایمان ، که حالا شیرینی اش را بیش تر از هر زمانی احساس میکردیم ، با زوایای مختلفی از روح یکدیگر آشنا میشدیم که تا به آن روز برایمان پنهان بود ، مثلا من برای اولین بار آنجا شنیدم که زمانی حسام هم شعر می گفته و از رعنا برای تصحیح انها کمک می گرفته .
رعنا به جای من گفت :
قبلا هر بار چیزی در این مورد شنیده بودم و به شوخی بود و من هم شوخی بودن آن را باور کرده بودم و حالا شنیدن این حرف ان قدر برایم عجیب بود که حسام با اعتراض گفت :
چیه ؟ چرا این جوری نگاه میکنی؟ - رعنا به جای من گفت : خب براش عجیبه
حسام با لحنی بامزه گفت : چی ؟ قیافه من یا شعر گفتنم؟ و....
 

نام کتابنویسندهموضوعحجمصفحه
برزخ اما بهشتنازی صفویرمان 881 KB233
داستان پلسید امیر احسانیداستان 1.79 MB55
 

دانلود در ادامه مطلب

ادامه مطلب

دانلود رمان بانوی جنگل و رمان عاشقم باش

موضوعات : رمان ایرانی

دانلود رمان های عاشقانه و جدید در کتابخانه آنلاین یاس با کتاب رمان عاشقم باش نوشته نجمه پژمان و کتاب رمان زیبا بانوی جنگل از فهیمه رحیمی

بخشی از کتاب رمان عاشقم باش اثر نجمه پژمان :
سر میز شام حاضر نشدم و از پشت در بسته اعلام کردم که اشتها ندارم ، ارامش از تن و روحم گریخته بود و جای خود را به آشوب و اضطراب داده بود ، خود را می دیدم که تمامی رویاها و آرزوهایم نقش بر آب شده . روزی به این نکته ایمان داشتم که از محبت خارها گل می شود اما وقتی سخنان احسان را شنیدم پی بردم که اشتباه می کردم ، خواب دیگر در چشمانم جایگاهی نداشت ، گاهی بی هدف در اتاقم راه می رفتم و گاهی پرده را عقب می کشیدم و اشکهای آسمان را که از دل تاریکش بیرون می ریخت تماشا می کردم . شب به درازا کشیده بود و انگار آسمان نمی خواست گرمای خورشید را درون خود جای دهد ....

نام کتاب نویسنده موضوع حجم صفحه
عاشقم باش نجمه پژمان رمان 1.84 MB 237
بانوی جنگل فهیمه رحیمی داستان 813 KB 72

دانلود در ادامه مطلب

ادامه مطلب