کاربر گرامی ورود شما را به سایت خیر مقدم عرض می کنیم. جهت استفاده از تمامی امکانات سایت باید وارد شوید. اگر هنوز عضو سایت نشده اید از این لینک عضو شوید.
دانلود کتابها و داستانهای سه تار ، زن زیادی و شوهرم از جلال آل احمد
بخشی از رمان سه تار ، نوشته جلال آل احمد :
یک سه تار نو و بی روپوش در دست داشت و یخه باز و بی هوا راه می آمد
از پله های مسجد شاه به عجله پایین آمد و از میان بساط خرده ریز فروش هاطس
و از لای مردمی که در میان بساط گسترده ی آنان ، دنبال چیزهایی که خودشان هم نمی دانستند ، می گشتند ، داشت به زحمت رد میشد.
سه تار را روی شکم نگه داشته بود و با دست دیگر سیم های آن را می پایید که
که به دگمه لباس کسی یا به گوش ی بار حمالی گیر نکند و پاره نشود ................